انتخاب هدف – قسمت دوم: جایگاه کودک، والد و بالغ درون در تصمیمات

نحوه انتخاب هدف

در قسمت اول مقاله با لایه های مختلف شخصیت انسان آشنا شدیم. حال باید ببینیم چطور می توانیم کودک، والد و بالغ خود را در تصمیم گیری و انتخاب هدف هایمان هماهنگ کنیم.

نکته اول در انتخاب هدف این است که ببینیم این خواسته یا هدف از کدام قسمت وجودمان می جوشد.

مثلا اگر قصد دارم در رشته پزشکی ادامه تحصیل دهم، آیا به خاطر والد درونم است که نظر اطرافیان را جلب کنم و تأیید آنها را به دست آورم و یا کودک درونم با اشتیاق و عطشی درونی مرا به این سمت سوق می دهد؟

انتخاب هدف

دستیابی به هدفی که والد انتخاب کرده باشد، هیچ وقت ما را واقعاً خوشحال نخواهد کرد.

نمی توانیم از آن لذت ببریم چون کودکمان آن را نمی خواهد. شاید ظاهر موفقیت هایمان حسادت همگان را برانگیزاند، اما از درون هیچ گاه احساس رضایت قلبی نخواهیم داشت.

چنانچه والد، بُعد غالب شخصیتمان باشد، تا آخر عمر، به همین شیوه کسالت بار ادامه می دهیم و خود را قانع می کنیم که زندگی، چیزی نیست جز همین تکرار بی حاصل.

اما اگر کودک چیزی را بخواهد به هر قیمتی که شده به دستش می آورد و اصلاً به عواقبش فکر نمی کند. مگر این که والد حسابی از خجالتش در بیاید و او را ترسیده و سرخورده به گوشه ای براند.

بنابراین برای انتخاب هدف، اول به این فکر کنید که از کدام قسمت وجودتان است.

تمرین برای پی بردن به خواسته های حقیقی درونمان

خیلی از ما بسیاری از خواسته های کودکانه مان را به جرم احمقانه یا غیر قابل دسترس بودن یا مقبول اجتماع نبودن سرکوب کرده ایم.

قبل از انتخاب هدف، تمرین زیر برای بازیابی این تمایلات و شناخت بیشتر خودمان می تواند مفید باشد:

لیستی تهیه کنید از تمام چیزهایی که دوست دارید داشته باشید و کارهایی که مایلید انجام دهید. بلند مدت، کوتاه مدت، عاقلانه، احمقانه هیچ فرقی نمی کند.

فقط بدون فکر یا صرف زمان زیاد، هر چیزی را که در لحظه به ذهنتان می رسد، روی کاغذ بیاورید.

مانند استخر بزرگ توپ، موهای قرمز، درآمد ماهانه یک میلیارد تومان، تیشرت صورتی، هفت سیخ کباب بره، پادشاه کل دنیا، خانه ای کنار دریا، چیدن تمام گل های پارک، خواندن آواز یا برقراری راحت ارتباط با همه افراد پیرامونتان.

انتخاب هدف

حتی نوشتن آنها انرژیمان را بالا می برد.

برای تمرین و تسلط بیشتر بر ابعاد وجودیتان بیندیشید که هر کدام این خواسته ها مربوط به کدام بخش است؟ کودک، والد یا بالغ.

روش یکپارچه کردن کودک، والد و بالغ برای انتخاب هدف

فراموش نکنید:

بهترین حالت برای انتخاب هدف این است که کودک آن را بخواهد، والد تأیید کند و بالغ چگونگی رسیدن به آن را تعیین کند. در آن صورت رسیدن به آن حتمی است.

البته معمولاً این توافق به این سادگی ها به دست نمی آید.

برای انتخاب هدف، به این روش می توانید هماهنگی و یکپارچگی را درونتان به وجود آورید:

گام اول، اظهارات کودک

مانند مقالات قبل، محیط آرامی فراهم کنید. کاغذ و خودکار بردارید. قلم را به دست مخالفتان بدهید و از کودک درونتان بخواهید نظرش را در مورد آن هدف بگوید.

دلیل این کار این است که برای ارتباط با کودک درون از دست مخالف که آموزش ندیده استفاده می کنیم.

از کودک درونتان بخواهید که تمام احساسات، ترس ها، نفرت ها، اشتیاق، بی میلی و هر چه که هست را روی کاغذ بیاورد. شما فقط ناظر باشید، بدون قضاوت.

مثلاً در مورد خرید یک ماشین جدید، ممکن است با شور و شوق بگوید که مدل این ماشین را خیلی دوست دارد، راحت است، سواری خوبی دارد، می تواند با سرعت رانندگی کند و به مسافرتی که می خواهد برود.

گام دوم، اظهارات والد

حالا قلم را به دست موافق بدهید و اجازه دهید والدتان نظرش را بگوید. در اینجا هم فقط ناظر باشید و حرف هایش را هر چه قدر ظالمانه یا ساده لوحانه، قضاوت نکنید.

مثلا در مورد همین خرید ماشین: تو آدم بی فکری هستی، با این همه قسط و قرض و مخارج بالا چطور می خواهی از پس این یکی بر بیایی؟ به هزینه نگهداری اش فکر کرده ای؟ تو راننده خوبی نیستی، اگر تصادف کنی، اگر رویش خط بکشند، اگر ماشین را به موقع تحویل ندهند، اگر سرت کلاه بگذارند؟

شاید حتی والدتان بگوید که اصلاً کسی مثل تو نباید سوار این ماشین شود. تو در حد همان ماشینی هستی که داری، با این ماشین حسابی حسادت همسایه ها را تحریک میکنی و با ماشین قدیمی قراضه ات، آبروی مرا می بری!

انتخاب هدف

قلم را به دست مخالف بدهید. اجازه دهید کودک احساسش را نسبت به حرف های والد بیان کند: ترس، خشم، انزجار و یا عقب نشینی.

این مکالمه را تا جایی ادامه دهید که تمام حرف ها گفته شود.

گام سوم، قضاوت و تصمیم گیری بالغ

حالا نوبت بالغ است.

مکالمات کودک و والد را از دید بالغ بخوانید. اجازه دهید او ترس یا اشتیاق کودک، هشدارها و تحریکات والد و تمام موارد مطرح شده را سبک و سنگین کند، چگونگی اجرای ایده را بررسی کند و تصمیم گیری نماید.

قبل از انتخاب هدف، بالغ بهایی را که باید برای رسیدن به خواسته کودک پرداخته شود به او یادآوری می کند. مثلاً می توانی آن ماشین را بخری به شرط آن که تا دو سال آینده، روزی دوازده ساعت بدون تعطیلی کار کنی و یا به فکر ایجاد منبع درآمد جدیدی برای خودت باشی.

والد امر و نهی می کند و زیر سؤال می برد؛ ولی بالغ راهکار ارائه می دهد که طبق آن می توانیم تصمیم بگیریم این هدف برای ما مناسب است یا نه و یا حتی هدفمان را کوچکتر یا بزرگتر کنیم.

در این صورت، کودک و والد و بالغ برای دستیابی به هدف، هماهنگ می شوند و دیگر هر کدام، ساز خود را نمی زند و انرژیمان را هدر نمی دهد.


اگر علاقمند به مطالعه بیشتر در این زمینه هستید این مقاله ها را به شما پیشنهاد می کنیم:

انتخاب هدف – قسمت اول: توجه به کودک، والد و بالغ درون

جادوی افزایش تمرکز در کنترل ذهن – قسمت سوم: پیگیری علایق شخصی


در شرایطی هم که در راه انتخاب هدف به مشکل می خوریم، از قبل نسبت به تمام شکایات و توبیخ ها و خشم و ترس والد و کودک درون آگاهیم. می دانیم افکار و احساساتی که تجربه می کنیم از کدام بخش و از چه نوع هستند و قادریم بالغانه، تعادل و صلح را به وجودمان بازگردانیم.

حتی اگر لازم دیدیم می توانیم مجددا از همین روش استفاده کنیم تا دوباره به یکپارچگی برسیم. دیگر درگیری های درونی، ما را از ادامه مسیر منصرف نمی کند و یا تازه در نیمه راه یا حتی انتهای آن متوجه نمی شویم که این اصلاً چیزی نبوده که می خواستیم.

هر چه قدر بیشتر خودمان را بشناسیم شیرینتر و آگاهانه تر زندگی خواهیم کرد.

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

محصولات مرتبط

فهرست