انتخاب هدف – قسمت اول: توجه به کودک، والد و بالغ درون

نقش کودک، والد و بالغ درون در رسیدن به اهداف

انتخاب هدف در زندگی هر فرد، متاثر از کودک، والد و بالغ درون انسان هاست که در انتخاب و پیشبرد اهداف کوچک و بزرگ زندگی نقش اساسی دارند.

کودک، شور و شوق درونی برای رسیدن به هدف ایجاد می کند. بالغ درون می داند که هدفی که کودک درون را به وجد نیاورد معمولاً به شکست می انجامد.

در دوران کودکی زمان هایی که پدر و مادر وادارمان می کردند کاری خلاف میلمان انجام دهیم چه اتفاقی می افتاد؟

مثلاً من مجبور بودم ظهرها یک ساعت بخوابم. اما دقیقاٌ در همان یک ساعت، انواع شیطنت ها و بازی های خلاقانه به ذهنم خطور می کرد و از هر روشی برای نخوابیدن استفاده می کردم. مواقعی هم که تمام راه های فرار بسته بود، به ناچار فقط دراز می کشیدم و وانمود می کردم که خوابیده ام؛ اما در تخیلاتم بازی هایم را ادامه می دادم!

بالغ درون

نیروی جبر هیچ گاه نمی تواند کودک را وادار به انجام کاری کند. شاید بتوانیم با تهدید و تنبیه مطیعش کنیم؛ ولی در نهایت، دلمرده و کسل، فقط رفع تکلیف می کند و منتظر فرصتی برای فرار می ماند.

پس روشن است که علت بسیاری از تنبلی ها یا افسردگی و عدم لذتمان از زندگی به همین موضوع بر می گردد: کودک درونی که مجبور شده کاری را خلاف میلش انجام دهد.

والد درون، عامل اصلی جبر و زور

برای بررسی بیشتر این نوع اجبار، باید با بُعد دیگری از وجود بی کران خود، علاوه بر کودک و بالغ درون آشنا شویم: والد درون.

در این خصوص مقاله والد سرزنشگر و حمایتگر و راه های شناخت آنها را مطالعه بفرمایید.

هماهنگی کودک، والد و بالغ درون

تا اینجا متوجه شدیم کودک درون همان بخش احساسات و شیطنت و خلاقیت و شهود ماست. پس در هر قسمت از زندگی و کارها و برنامه ریزی هایمان که کودک حضور نداشته باشد شاهد روندی خشک و یکنواخت و بی روح خواهیم بود.

همان سرنوشتی که نصیب خیلی از کارها و روابطی شد که زمانی برایشان اشتیاق فراوان داشتیم.

به منظور رهایی از این وضعیت، باید یاد بگیریم که وجود کاملمان را زندگی کنیم: کودک، والد، بالغ درون.

برای یک زندگی سالم و بانشاط، لازم است که این سه قسمت در تعادل و در هماهنگی با هم عمل کنند.

بالغ درون

در این صورت است که خودمان راهنما، مشاور، عاشق و برانگیزاننده خود خواهیم بود؛ زیرا ما به نحوی آفریده شده ایم که برای شاد بودن، برای موفقیت و برای رستگاری، نیاز به هیچ نیرو و هیچ شخصی خارج از خودمان نداریم.

تمام جواب ها درون ما هست. مشکل اینجاست که ما خود را نمی شناسیم و خیلی مواقع ترجیح می دهیم راه آسانتر را انتخاب کنیم؛ یعنی دنبال جواب در بیرون از خودمان بگردیم.

ما مالک تمام شادی و عشق و آرامش و انگیزه ای هستیم که برای زندگی به آن نیاز داریم. فقط کافیست درهای این قصر باشکوه را بگشاییم و تمامیت خود را زندگی کنیم. همان زندگی پرجلالی که برایش به این دنیا آمده ایم.

بالغ درون

یکی دیگر از ابعاد وجودمان، بالغ درون نام دارد. بالغ، بخشی است که مسئولیت فکر کردن و تجزیه و تحلیل را برعهده دارد.

به سؤالات پی در پی کودکان توجه کنید: چرا هوا سرد است. چرا برف می بارد. برف چیست. از کجا می آید. از چه چیزی ساخته شده و غیره.

با همین سؤالات به ظاهر ساده است که جنبه بالغ کودک شروع به رشد و بالندگی می کند.

بالغ درون به چگونگی انجام کارها می اندیشد. می تواند بین سر و صدای کودک و والد، حکمیت کند و تصمیم درست را با در نظر گرفتن همه عوامل اتخاذ کند.

او کودک و والد را درک می کند حقیقت را به آنها نشان می دهد و آرامش و صلح درونی را حکم فرما می کند.

تصور نمایید شخصی شما را به خاطر لهجه تان مسخره کرده است. این تمسخر تأثیری بر شما نخواهد گذاشت مگر آن که والدتان هم او را تأیید کند و به شما سرکوفت بزند.

در این صورت کودک، سرخورده و غمگین گوشه ای کز می کند، حالتان بد می شود و از خودتان خجالت می کشید.

بی جهت نیست که روزولت می گوید:

تا زمانی که خودتان نخواهید هیچ کس نمی تواند تحقیرتان کند.

بالغ درون

این روند می تواند تا مدت ها یا گاهی تا پایان عمر ادامه داشته باشد؛ مگر آن که بالغ درون وارد عمل شود.

نقش بالغ درون در کنترل کودک

بالغ درون، کودک را درک می کند، او را در آغوش می گیرد، حقیقت را به او یاد می دهد و وضعیت را به حالت عادی باز می گرداند. در شخصی با بالغ درون فعال و قدرتمند، این روند شاید بیشتر از چند ثانیه طول نکشد.

البته که این قدرتمندی در گرو تمرین و ممارست فراوان میسر می شود و ممکن است اوایل خیلی زمان ببرد. ولی کم کم این پروسه کوتاه و کوتاهتر می شود، تا جایی که قادر خواهید شد بعد از هر طوفان و توهینی به راحتی به وضعیت عادی و آرام برگردید.

والد معمولاً با الزام کودک به کناره گیری از اشخاص و موقعیت ها، ترساندن و یا طفره رفتن، از او حمایت می کند. یک حریم امن جعلی برایش می سازد و تمام تلاش خود را می کند که از آن خارج نشود. امنیتی که کودک را خسته و افسرده و تنها می کند.


اگر علاقمند به مطالعه بیشتر در این زمینه هستید این مقاله ها را به شما پیشنهاد می کنیم:

چرا باید کودک درون خود را زنده نگه داریم؟

ملاقات با کودک خشمگین درون


اما بالغ درون، از اهمیت ارتباطمان با مردم و تأثیر آن بر روحیه و رشدمان آگاه است. بنابراین به هیچ عنوان تمایلی به بودن در این محدوده به ظاهر امن ندارد.

بلکه با هوشیاری، زاویه دید وسیع، تشخیص موقعیت و برخورد متناسب با آن و در صورت لزوم رفتار جرأتمندانه، از کودک درون، حمایت می کند و او را در ارتباط سالم با دیگران قرار می دهد.

می‌توانید قسمت دوم مقاله انتخاب هدف را مطالعه کنید.

ممکن است به این مطالب نیز علاقمند باشید

محصولات مرتبط

فهرست